عباس قديانى

281

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

نداشت ، و در مهر بر چهار صدد درهم اقتصار كرد و پيروان خود را امر كرد كه راهها را تعمير كنند و پلها را اصلاح نمايند و اين هزينه‌ها بايد از هفت يك اموال و كسب اعمال باشد . و چون ابو مسلم به نيشابور آمد موبذان و هربذان به پيرامون وى گرد آمدند و گفتند اين مرد اسلام و دين ما را تباه كرده است ؛ پس ابو مسلم عبد الله بن شعبه را براى گرفتن او بفرستاد و او را در جبال بادغيس بيافتند و ابو مسلم وى را با هركه از پيروانش يافت بكشت . اتباع او « بهافريديه » معروفند و به آنچه او بياورده معتقد و با مجوس دشمن‌اند ، و چنين گمان كرده‌اند كه خادم بهافريد ، ايشان را اعلام كرده كه در حالى كه بهافريد بر يابويى سوار بود به آسمان صعود كرد و زود باشد كه به سوى اصحاب خود نزول كرده از دشمنان خود انتقام كشد . به گمان برخى از تحليل‌گران او يك زرتشتى بود و مىخواست بين اسلام و زرتشتى رابطه‌اى ايجاد نمايد ، بنابراين هم زرتشتيان زميندار و هم مسلمانان مرفع الحال از او انديشناك و مخالف بودند . بايد افزود كه قيام بهافريد بر ضد حكومت عرب در ايران بود و حكومت عباسيان نيز ادامهء حكومت اعراب حساب مىشد ، لذا عباسيان اين جنبش را بر ضد خود به‌حساب مىآوردند و از آن نگران بودند . جنبش تبريز در دورهء صفويه ، سال 1571 ه . ق . مردم شهر تبريز و دستگاه دولتى قيام كردند . اين حركت ، جنبشى مذهبى بود و رهبرى آن را يكى از اهل فتوت به نام پهلوان يارى برعهده داشت . هسته اصلى اين حركت كه در مبارزات فرقه‌اى نضج گرفته بود در ميان دو فرقهء حيدرى و نعمتى قوت يافت . فرقهء حيدرى خود را منسوب به شيخ حيدر صفوى مىدانستند و فرقهء نعمتى خود را به شاه نعمت الله ولى ماهانى منتسب مىكردند . گذشته از اهل فتوت و پهلوانان ، نمايندگان ديگر مردم مانند پيشه‌وران ، كسبه و اهل صنوف نيز در اين حركت شركت داشتند . با اين حركت ظرف مدت كوتاهى خانه والى و ديگر اشراف تبريز ويران شد و قدرت به دست مردم افتاد . براى فرونشاندن اين جنبش از جانب طهماسب ، يوسف بيك استاجلو به سمت والى تبريز انتخاب شد . وى موفق شد كه با آنها به مذاكره بنشيند اما چون مذاكرات به توافق نرسيد ، دامنهء مبارزات گسترده‌تر شد . به‌ويژه اينكه برخى از علماى شيعه نيز فتواى قتل شورشيان را مشروع اعلام كردند . سرانجام در سال 1573 ه . ق . قواى نظامى جنبشيان سركوب شد . اگرچه اين جنبش نابود شد ، اما طهماسب مجبور به صرفنظر كردن از پاره‌اى عوارض و ماليات پيشه‌وران گرديد و سپس شهر را از پرداخت عوارض ديوانى معاف كرد . جنبش حمزه آذرك حمزه پسر آذرك شارى معروف به حمزة بن عبد الله خارجى يكى از قيام‌كنندگان پرشور خوارج در مشرق ايران است . اين شخص نسبت خود را به ( زو ) طهماسب مىرسانيد . فرمانروايى على بن عيسى در مشرق ايران با ظلم و قضاوت بسيار توأم بود ، از اين‌رو در هر گوشه بر ضد او شورش و آشوبى برخاست . اما خوارج چون قيام بر حكومت جائر را واجب مىدانستند در مخالفت خويش بيش از ساير فرقه‌ها بر حكومت جائر را واجب مىدانستند و در مخالفت خويش بيش از ساير فرقه‌ها تعصب نشان مىدادند . دربارهء آغاز كار حمزه مطلب روشنى وجود ندارد . نوشته‌اند كه او در دورهء حكومت جابرانه على بن عيسى بر خراسان و مشرق ايران در سيستان برخاست .